سایه
چند وقتیه که من نسبت به سایه ام خیلی ابراز علاقه میکنم و با دیدنش کلی بالا و پایین میپرم ببینم اونم میتونه کارهای من رو تکرار کنه یا نه با اومدن به قشم و بودن خورشید در وسط آسمان و بیرون رفتنهای بیشتر، من هم سایه ام رو بیشتر میبینم و بیشتر باهاش آشنا میشم و معنی این شعر کتابم را هم بیشتر میفهمم که میگه تو کوچه مون یک نفر دنبالمه همیشه هر جا برم باهامه ازم جدا نمیشه* دستهاش مثل من تکون میخورند منو نگاه میکنه! پاشو میگذاره رو پام *:برگرفته از کتاب شعرهایی برای پسر بچه ها که من به این کتاب میگم باد بزرگه! ...













